درادرا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

درای مامان دنیا و بابامرتضی

شیرین کاریهای درا خانم

مامانی جدیدا تا من و بابایی میریم رو ترازو خودمون رو وزن کنیم بدو بدو میای سر ترازو میری روش میخوای خودت رو وزن کنی اخه قربونت برم من مگه چی میخوری که وزن بگیری 2 ماهه تو 8 کیلو موندی خیلی بد غذا هستی تا چیزی رو هم میخوام به زور بهت بدم با اون زبون خوشگلت میدی بیرون.   این هم تصاویر درا در حال خوردن گوجه فرنگی و عکس العمل درا وقتی مامان مچش رو میگره و صداش میکنه     وقتی درا گیتاریست میشود اونم با پا(مامانی فکر کنم اولین گیتاریستی باشی که داره با پا گیتار میزنه)قربون دختر خلاق خودم برم من اینجام وقتی از زیر پات میکشیدم بیرون پات رو دراز میکردی که بری روش تا صداش در بیاد هر چی میگم مامان جان ...
22 مرداد 1392

اولین خواب تنهایی درا

سلام مامانی دیروز یعنی دقیقا وقتی تو 10 ماه و 18 روز داشتی برای اولین بار تو اتاق خودت تنها خوابیدی.آخه مامانی تو اتاق ما چون پنجره رو باز میذاشتیم ترسیدم سرما بخوری چون هوا دراه اروم اروم سرد میشه .احساس می کنم اینجوری خودت هم راحت می خوابیدی .دیشب فقط یک بار از خواب بیدار شدی عزیزم شیر خوردی باز خوابیدی مامان قربونت بره.دیگه واسه خودت بزرگ شدی. راستی دیروز رفتی برات کفش بگیریم چون عاشق کفشی ولی هر چقدر گشتیم سایز پای تو پیدا نکردیم یک کفش دیدم خیلی خوشگل بود ولی برای پات بزرگ بود چون خیلی خوشم اومد خریدم نگه داشتم وقتی بزرگ شدی بپوشی امروز باز بابایی میریم تا ببینیم کفش مناسب پات رو پیدا می کنیم یا نه ان شالله که خوشت میاد م...
22 مرداد 1392

عید فطر مبارک

سلام گل مامان می خوام از وبلاگت عید فطر رو به همه تبریک بگم.عید همتون مبارک روزجمعه تولد پرهام بود خاله شیلا زنگ زد گفت بعد از ظهر بریم بیرون.رفتیم قره خاچ .خاله شیلا دستش درد نکنه یک کیک خوشمزه پخته بود اونجا خوردیم خیلیم خوش گذشت راستی خاله ملان اینام از خوی اومده بودن ماکو اونام اومده بودن قره خاچ. تو این عکس ببین عین خانما وایستادی داری عکس می گیری   خانم خانما و 3 پسر خاله   این بدون شرحه فقط دو تای پشت سری رو ببین (بابا و عمورضا)   تو این عکس هم اقا (بابای مامان جون)عینک دودی زده بود ژست گرفته بود.مامانی خیلی دوستش داره&nb...
21 مرداد 1392

تولد درا

درای عزیزم تو 1 مهر 1391 ساعت 5:05 بدنیا اومدی.جیگر مامان از موقعی که بدنیا اومدی دختر خوشگلی بودی همه می گفتن ماشالله چقدر خوشگله .مامان گلم چون دکتر گفته بود ساعت 11 من رو عمل می کنه منم صبحونه نخورده رفتم بعد تازه ساعت 1 آقای دکتر تشریف آورد گفت برو بستری شو ساعت 3 میام.من هم از ساعت 1 رفتم یستری شدم حتی نذاشتن ناهار بخورم آقای دکتر محترم ساعت 5 تشریف آورد .موقعی که به دنیا اومدی خیلی گرسنه بودی منم که شیر نداشتم ولی خیلی بجه خوبی بودی اصلا گریه نمی کردی همه بچه ها تو اتاق ونق ونق می کردن ولی تو خیلی دخمل خوبی بودی .همش دسست رو می خوردی مارچ و مارچ راه انداخته بودی.اینم یک عکس از روز تولدت در بیمارستان جیگر من ...
20 مرداد 1392

شیرین کاری های درا خانم

سلام مامانی شرمنده اصلا فرصت نمی کنم وبلاگت رو اپدیت کنم.حالا که اینقدر شیرین شدی که من باید هر روز یک مطلب ازت بذار فرصت نمی کنم.مامان بد مامان جان این روزاخیلی بانمک شدی(با نمک بودی بانمک تر شدی) هر جا که میریم همه با تو مشغول میشن.کلی دلبری می کنی . برای خودت لالا میگی البته یالا یالا پتوت رو بغل میکنی و دستت رو می زنی به پتو می گی یالا یالا برای عروسکت آیدا خانم لالایی می گی برای مامان لالایی میگی خلاصه دلم برات بگه شدی قند عسل اسم این عروسکه آیدا خانم هستش .عروسک اینوره خراب شده ولی تو خیلی خوشت میاد ازش . هی با خودت تکرار می کنی می گی آلای لای نمی فهمیم چی میگی خواهشا هر کی تو فرهنگ لغت کودکش با این کلم...
20 مرداد 1392

روز مادر

سلام گلم دیروز روز مادربود از اینجا دست همه مامانهای گل رو می بوسم.مامانی دیروز اولین باری بود که همه روز مادر رو به من تبریک میگفتن.منم کلی ذوق می کردم.خیلی دوست دارم مامانی.هر روز بیشتر عاشقت می شم.خیلی شیرین شدی فقط دست دستی می کنی.منتظری یکی باهات حرف بزنه تا تو بخندی.از اون درای بداخلاق پیش دیگه خبری نیست. دیروز بابایی برام کادوی روز مادر یه ادکلن خریده بود بوشخیلی خوب بود عکسش رو بعدا میذارم تو سایتت.
12 ارديبهشت 1392

عید تا به امروز

سلام مامانی شرمنده از موقعی که شروع بکار کردم اصلا فرصت نمی کنم وبلاگت رو به روز کنم.انقدر کار دارم که نگو .تو اداره که اصلا وقت نمی کنم سرم رو بخارونم تو خونه ام که ناهار و تمیز کردن خود خونه و غذا دادن به توی فسقلی عوض کردن پوشکت. خلاصه بدجوری سرم شلوغه.شرمنده مامانی انقدر بانمک شدی که نگو.اداهای جدید یاد گرفتی .دست دستی می کنی .موقعی که می خندی با دماغت یک حالت خنده دار به خودت میگیری خیلی بانمک می شی میگم بگیرم بخورمت. دندون در اوردی عزیزم یکی رو 23 فروردین یکی هم که 6 اردیبهشت یعنی دیروز دیدمشون.وقتی می خندی اون مروارید کوچولو تو دهنت خیلی خوشگل دیده می شه.جیگرم. مامانی اگه بخوام از مسافرت بگم،عید امسال می خواستیم ی راست بریم شم...
8 ارديبهشت 1392